گلاسه - سیامک رحمانی: یک- انتقاد از مهران مدیری پس از انتشار عکس‌ هایی که ظاهرا او را در پاریس نشان می‌ دهد، بالا گرفته. جماعت ناراضی می‌ گویند او با پولی که در ایران درمی‌ آورد در اروپا خوش می‌ گذراند. تعطیلات ژانویه‌اش را در فرانسه می‌ گذراند و لابد چند روز بعد می‌ خواهد برگردد و در برنامه دورهمی از مشکلات مردم حرف بزند و به مسئولان و این و آن انتقاد کند که چرا حال جامعه را متوجه نیستند.

شما انتخاب کنید: مهران یا مهناز؟

جماعت ناراضی می‌ گویند درآمد او از برنامه دورهمی و دستمزد‌هایی که برای فیلم‌ ها و سریال‌ هایش کسب می‌ کند فوق‌ العاده بالاست. طبیعی نیست؛ که او به عنوان هنرمند لابد مالیات هم نمی‌ دهد. یعنی کمترین سهمی در اداره مملکت با این همه فشار و بحران ندارد. اما به خودش حق می‌ دهد که پایین و بالای کشور را –جز بخش‌ های غیر مجاز- مورد تاخت و تاز قرار دهد و به طنز بکشد.

شانس مدیری این است که آخرین گفته‌های خبرسازش متلک به روحانی و دولت بوده. برای همین حالا غیر از مدافعان روتین و همیشگی، رسانه‌ های آن طرفی هم همسو شده‌ اند تا از مدیری حمایت کنند و به مردم یاد آوری کنند که سرشان به کار خودشان باشد! یاد آوری کنند که مهران مدیری هرچه درمی‌ آورد با عرق جبین و کد یمین است و حق دارد که هر جای دنیا که دلش خواست خوش بگذراند! به منتقدان متعرض می‌ شوند که او درآمدش را از بخش خصوصی کسب کرده و هرچه در آورده بابت زحمتی بوده که کشیده و عنایتی که مردم به او داشته‌اند؛ که تماشایش کرده‌ اند و پربیننده و محبوب بوده؛ که اگر به او حمله می‌ شود به خاطر بدخواهان و سوگیری‌های سیاسی و به خاطر این است که گفته‌ها و طنز او برای دولت و این‌طرفی‌ها گران تمام شده.

شما انتخاب کنید: مهران یا مهناز؟

دو- درباره مهناز افشار تقریبا قضیه بر عکس است. این روز‌ها رسانه‌ های رسمی و دلواپس، بی‌وقفه در حال رصد احوالات خانم افشار هستند تا ریز به ریز آن را قضاوت کنند و هنرمند مهاجر را بابت‌اش به صلابه بکشند. این که او کجا می‌ رود و چه می‌ کند و چه می‌پوشد، همه مورد توجه است و باعث حمله به افشار و حتی اطرافیانش می‌ شود. اینجا دیگر دخالت نکردن در زندگی خصوصی و این که مهناز افشار از کجا آورده و حق زندگی و تصمیم‌ گیری دارد یا نه، معنای متفاوتی پیدا می‌ کند.

فارغ از این که او راهش را جدا کرده و به مسیری رفته که در نگاه رسمی حاکم بر کشور نه فقط ناپسند که مجرمانه است. در اینجا احتمالا بخشی از افکار عمومی هستند که حق را به مهناز افشار می‌ دهند و معتقدند که او مخیر بوده برای زندگیش راه تازه‌ ای انتخاب کند و در ایران بماند یا نه. این بخش از افکار عمومی هستند که احتمالا او را بابت پوشش در حال استحاله‌اش شماتت نمی‌ کنند، برایش دل می‌سوزانند و چه بسا به تماشای شو در دست تهیه و مصاحبه پیش رویش بنشینند و لذت ببرند و تمجیدش کنند.

شما انتخاب کنید: مهران یا مهناز؟

سه- این که در این مقایسه مدیری راه صواب را رفته و می‌ رود یا مهناز افشار، جز با ایستادن در یک طرف دعوا ممکن نیست. این دو بر خلاف بسیاری از چهره‌ های هنری در کشور، سنگ‌ هایشان را واکنده‌اند و مشخص کرده‌ اند که کجای داستان ایستاده‌ اند؛ بنا بر این پی بردن به این که چرا مدیری ستایش می‌ شود و زیر چتر حمایتی قرار می‌ گیرد و چقدر دنیایش با مهناز افشار متفاوت است، سخت نیست. شاید در این معرکه یک نکته قابل اشاره باشد. این که قضاوت کردن درباره هیچکدام از آن‌ ها و رفتار و موضعگیری‌هایشان، حتی درباره زندگی خصوصی‌شان را نمی‌ توان منع کرد.

مدیری و افشار به عنوان دو سلبریتی مورد توجه جامعه، خواهی نخواهی مورد قضاوت قرار خواهند گرفت و راه فراری ندارند. آن‌ ها هم مثل هر سلبریتی دیگری، از وقتی که قدم در مسیر شهرت گذاشته‌ اند، حتی اگر دلشان نخواهد، پای این حقیقت را امضا کرده‌ اند که زندگی خصوصی و افکار و اعمال‌شان شبیه عموم جامعه نباشد. به خصوص که هر دو هم ایده‌ هایشان را با صدای بلند می‌ گویند و هر که را بخواهند زیر تیغ می‌ برند. این که ما موافق این محکمه عمومی باشیم یا نه، این که در کنکاش‌ها شرکت کنیم و جزیی از هیات ژوری باشیم یا نه، به خودمان و وجدان خودمان مربوط است. اما این که چنین عرصه‌ای هست را نمی‌ شود کتمان کرد. نمی‌ شود از مردم گله داشت.

شما انتخاب کنید: مهران یا مهناز؟

شاید کسانی که حامی مدیری هستند و امروز به خاطر تصاویر لو رفته او رنجیده خاطرند و دیگران را انذار می‌ دهند که نبینید و کاری نداشته باشید، اگر به رفتارشان در قبال مهناز افشار و افشار‌ های نوعی نگاه کنند، شرمنده شوند. همانطور که طرف مقابل، نمی‌ توانند استاندارد‌ های دوگانه‌ای برای مواجه شدن با پدیده‌ ها در پیش بگیرند. شاید این توجه شدید و احکام سنگین درباره خصوصی‌ترین امور زندگی سلبریتی‌ ها به‌ نظر بی‌ رحمانه باشد. اما آن‌ ها همین را هم پذیرفته‌ اند. وقتی خواستند از تمام امتیازات شهرت و سلبریتیگی بهره‌ مند شوند.